Wednesday, March 08, 2006

روز جهانی زن با مقادیری برچسب های نوستالژیک

اول از همه دست تمامی دست اندرکاران مراسم روز جهانی زن درد نکند واقعا در شرایط فعلی زحمت کشیدند و در چند جا مراسم بحث و گفتگو و فیلم و غیره ترتیب دادند و روز جهانی زن را در شرایط فعلی حتی بهتر از سابق برگزار کردند. حیف که نمی شد در تمامی برنامه ها به طور همزمان شرکت کرد و به هر حال همه قمستی از برنامه ها را از دست دادند.
من شخصا من در مراسم مجموعه شقایق (هشت تا هشت) شرکت کردم چون دلم می خواست ببینم چه بحثهایی راجع به جنبش زنان از 8 مارس گذشته تا 8 مارس امسال در خواهد گرفت. در قسمت قبل از ظهر یک میزگرد بسیار جالب ترتیب داده شده بود که خانم لاهیجی، آقای جلائی پور، خانم فاطمه صادقی و آقای بابک احمدی و خانم شادی صدر شرکت داشتند. به نظر من بحث های خوبی مطرح شد که نهایتا بحث و جدل جالبی را هم بین مخاطبین و سخنرانان به وجود آوردند.
آنچه توجه من را بیش از سخنرانی ها به خود جلب کرد وابستگی ذهنی برخی از دوستان اعم ازفمینیست و غیر فمینیست ؛ اما عمدتا نسل جوان ما به واژگان و تعاریف مارکسیستی و چپ گذشته بود که خیلی به نظر نوستالژیک و خارج از متن به نظر می آمدند. متاسفانه چپ زدگی، مارکسیسم زدگی و شعار زدگی آنهم خارج از متن اجتماعی – اقتصادی و فرهنگی کنونی و نیز استفاده از واژگان و تعاریف آن در دنیای فعلی یکی از معضلات روشنفکران ما از پیر تا جوان شده. در میان صحبت ها و نقد هایی که شد بیش از هر چیز برچسب هایی بود که چپ و راست به سخنرانان زده شد : برخی از حضار چنان از طبقه کارگر و جنبش کارگری صحبت می کردند انگار که در دهه 1960-1970 به سر می برند و سخنرانان را کم و بیش یک مشت بورژوای بی درد و یا آکادمیسین های گسسته از جامعه ای خطاب می کردند که بهتر بود کمی به جای کتاب خواندن وارد جامعه می شدند تا ببینند دنیا دست کیست ! برای برخی هنوز راه جنبش فمینیستی ایران وابسته و در زیل جنبش مردم ایران قرار دارد..
چقدربعضی از این برچسب ها و انتقادات نوستالژیک بودند و چقدر دلم برای اون دوران تنگ شد ! دورانی که عصر ایدئولوژی بود و همه به چیزی و به اصولی معتقد بودند. اما دورانی بود که اگر هم در ایران وجود داشت به هر حال عصرش با انقلاب به پایان رسید چون بسیاری از ارزش ها و مفاهیم اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی زیر و رو و دگرگون شده بودند.
زمانی که ساکنین جدید ویلاها و قصرهای شمال شهر رسیدند یعنی کسانی که گاه حتی از نعمت سواد در حد خواندن و نوشتن هم محروم بودند و زمانی که در عوض میلیونر ها و وزرا و وکلا و ارتشبدها آواره جهان شدند و استادان و معلمان و حتی در برخی موارد دکترها و مهندسین حذف و بیکارشدند دیگر نمی توان از همان مفاهیم طبقاتی حرف زد که قبلا در زمان شاه و یا در دیگر نقاط جهان از آن صحبت می شد. تعریف دنیا و طبقات اجتماعی امروزه نه در ایران که در سراسر جهان به1000 دلیل تغییر کرده است ، در همه جا صحبت از انبساط طبقه متوسطی است که باعث شده تمام طبقات دیگر مفهوم قبلی خود را از دست بدهند. جامعه شناسان و اقتصاد دانان بسیاری راجع به این مقولات صحبت کرده اند، اما نمی دانم چرا کسی وقتش را تلف خواندن این کتاب ها نمی کند ! و چرا معیارهای سنجش و ارزش گذاری های ما بعد از قریب سه دهه انقلاب تغییر نمی کند؟
در این میان به همین دلایل بالا یک انتقاد هم به دوستان عزیز فمینیست و دست اندر کار دارم که از بقایای نوستالژیک موسیقیایی عصر طلائی "حاکمیت ایدئولوژی ها" و در صدر همه ایدئولوژی چپ استفاده کرده اند و آهنگ سرود "ساکو و وانزتی" را دستمایه سرود جنبش زنان امروزایران کرده اند. آیا همان بچه های خوش سلیقه ای که موسیقی سرود "نه" را ساختند نمی توانستند سرودی دست اول و زیبا برای جنبش زنان بسازند؟ سرودی که یادآور هیچ چیز دیگری جز جنبش زنان ایران در دوران کنونی نباشد.

3 comments:

  1. خانم حالا شما زیاد خودتان را ناراحت نکنید. خدا کمک کند به زودی با کمک بوش میلونر ها و و کلا و ارتشبد های نازنازی بر می گردند و آن وقت اگر اجازه دادید هشت مارس را چپی برگزار می کنند. شما هم انگار شوخیتان گرفته.

    ReplyDelete
  2. مسرت جان من هم می خواستم درنقد آن ها بنویسم که این تلخی پیش آمدو...

    ReplyDelete
  3. Anonymous12:36 PM

    اگر چپ يك چيز دهه 60 باشد، اين نوع مراسم و اشعار ليبرالي هم كه متعلق به دهه 1800 ميلادي است. اما چون ليبراليسم همه جا گير است شما اين چنين فكر مي كنيد كه اين ايدئولوژي نيست. همه اين ها ايدئولوژي است مگر آن ترانه نه يادآور پاپ هاي خارجي نيست و آن هم چه ربطي مي تواند به ما داشته باشد. من با اين چپ بازي ها مخالف ام اما اينكه فقط يك ايدئولوژي وجود دارد كه تبليغ مي شود آن هم چپ است موافق نيستم همه اينها متعلق به يك ايدئولوژي هستند اما اين يكي كاريكاتوري مطرح مي شود و آن يكي چون همه جا گير است ايدئولوژي تلقي نمي شود. اما در مورد گذشته هم به نظرم مي توان از گذشته درس گرفت و از آن نبريد. ما چيزهايي از گذشته به ارث مي بريم هميشه اينطور است و نبايد آن را نفي كنيم. اين پز ضدچپ هم يك جرياني است و يك ايدئولوژي است متعلق به دهه 70. همه چيز به يك جريان فكري تعلق دارد. شما ديگر چرا دم از غيرايدئولوژي بودن مي زنيد. در ضمن اين برنامه اي هم كه شما رفته ايد متعلق به كارگزارانيهاست اين ها هم داراي ايدئولوژي هستند اما زرنگ تر از آن هستند كه مثل چپ هاي خنگ ما رو كنند.

    ReplyDelete