Thursday, December 15, 2005

و اما نیویورک

هیچوقت نمی دونی که زندگی چه بازی هایی برایت تدارک دیده. دو ماه پیش فکرش را هم نمی کردم که چه چیزی قرار است اتفاق بیفتد، در فرانسه به دنبال صد مشکل و بدبختی بودم که ناگهان از آسمان رسید ! مدتها بود که منتظر بودم که خبری از جایی شود؛ از کجا و چه نوع خبری را نمی دانستم اما مطمئن بودم که قرار است چیزی عوض شود. یعنی می دانید وقتی که هیچ کاری پیش نمی رود ، وقتی همه پروژه هایت نقش بر آب می شود؛ وقتی دیگر از دستت هیچ کار دیگری بر نمی آید؛ باید آن موقع مقاومت را بگذاری کنار و مثل بچه آدم دست روی دست بگذاری و ببینی زندگی ازت چه می خواهد ! چون زورت بهش نمی رسد عزیز من ، زور نزن ! به هر حال به همین سادگی الان دو هفته است که نیویورک هستم و فردا هم می روم به غرب وحشی ! تا کی خدا می داند شاید دو هفته دیگر؛ شاید دو ماه دیگر شاید دوسال دیگر... این بار خدا خودش برایم کارهایم را جور کرده؛ بقیه برنامه ام را هم از خودش بپرسید به من که چیزی نگفته هنوز.
و اما نیویورک لامصب انقدر سرد است که تنها بیت شعری که روزی هزار بار می خوانی این است که "هوا بس ناجوانمردانه سرد است" . اما واقعا شهر عجیبی است. احساس می کنی که در کنار هزاران دایناسور هستی که به سادگی می توانند لهت کنند. سرعت نیویورک هم اعجاب انگیز است به درد ما ایرونی ها می خورد که همیشه در حال دویدن درجا هستیم ! این دو روزه را کمی فرصت کردم که نمایشگاه و موزه ببینم. دیروز در محله چلسی با یکی از نقاشان بسیار خوب ایرانی توانستم بهترین نمایشکاههای نقاشی را ببینیم و امروز رفتم موزه هنرهای مدرن نیویورک را دیدم؛ با اینکه یک بار دیگر هم دیده بودم اما با تغییراتی که در آن داده اند واقعا حیرت انگیز شده است. ساختمان جدیدش دارای پنجره های بزرگی درون خود موزه است که از هر جهتی که نگاه کنی خودش یک اثر هنری است. آثار هنری را هم که در آن به نمایش گذاشته اند واقعا بهترین تمام دنیاست.
در اتاقی چهل بلندگو گذاشته بودند و یک موسیقی مذهبی (موته) برای 40 صدا را پخش می کردند از کنار هر بلندگویی که رد می شدی یک نفر می خواند و در وسط که قرار می گرفتی موسیقی تو را به جای خود خشک می کرد. گفتنی زیاد دارم اما متاسفانه کامپیوتر ندارم و بنابراین نوشته هایم فعلا خیلی گاه گاهی خواهند بود. تا ببینیم چه می شود. آخر مثل همیشه این سفر هم با جیب خالی اما به امید دوستان و فامیل های فراوانی است که به برکت جمهوری اسلامی در تمام امریکا به سلامتی خانه و زندگی دارند و الحمدالله موفق هستند. به هر حال اینشاالله خدمت می رسیم !

2 comments:

  1. خب ايشالا بسلامتي

    ReplyDelete
  2. مسرت جان اميدوارم هرجا هستيد خوش بگذره. بالاخره اين ديدار ما ميسر نشد كه نشد !

    ReplyDelete