lundi, mars 27, 2006

سبد یادداشتهای مادام ام / مادام میم یا خود دوم

سیبستان در یادداشتی وبلاگ را کارخانه مفهوم سازی خواند و از برخی از وبلاگ نویسان (از جمله بنده!) خواسته تا نوشته هایی را که در آن اندیشه و یا نظری خاص مطرح شده بود را دسته بندی و لینک آنرا در سبدی تقدیم دوستان کنیم. این که وبلاگستان در کل کارخانه مفهوم سازی است را کاملا قبول دارم. اما دیدگاه من کمی متفاوت است: هر کدام از ما نظر و اندیشه ای داریم که می تواند به مفهوم سازی هم منجر شود اما نوشته وبلاگی تنها آغازگر آن خواهد بود تا اینکه تبدیل به یک مفهوم شود کار فراوان می خواهد. (ببخشید من آدم (و معلم) سختگیری هستم به این آسانی ها رضایت نمی دهم !) اما با تعریف بعدی سیبستان از وبلاگ خیلی بیشتر موافقم که می گوید : "وبلاگ تاریخچه شخصی ماست... که با وبلاگ دو شاخه از علوم جدید در میان ما رشد خواهد یافت : جامعه شناسی و رشته های هم پیوند و تاریخ حوزه خصوصی". اینجاست که مفهوم سازی برای من شکل می گیرد. از طرفی دست اندرکاران علوم اجتماعی و ادبیات احتمالا بیش از گروه های دیگربرای دیگران مفهوم سازی خواهند کرد و نیز از نوشته های دیگران برای ساختن مفاهیم خود استفاده خواهند کرد. وبلاگ نویسی یعنی گهی پشت بر زین و گهی زین به پشت ! گاه تو دیگران را مورد مطالعه قرار می دهی و گاه دیگران تو را مورد مطالعه ات قرار می دهند!
اما آن یکی وجه وبلاگ نویسی برای من مهم تر است یعنی شکل گیری تاریخچه حوزه خصوصی که مترادف می شود با آغاز اتوبیوگرافی نویسی به صورت عام و به خصوص در میان جوانان. جوانان امروزی (چه در ایران و چه در جهان) این برتری را نسبت به تمام نسلهای گذشته دارد که حتی در سن 20 -25 سالگی دارای تاریخچه نوشتاری هستند و امکان بازنگری بر خود را آنهم در حضور دیگران دارند. دیگر آنکه در پس اغلب نوشته های وبلاگی زوایایی از ذهنیت افراد در عرصه های مختلف آشکار می شود که واقعا در نوع خودش بی نظیر است. برای همین است که به نظر من وبلاگ اصولا ارزشمند است. تمام این نوشته های روزانه که برای برخی بی ارزش است در واقع تاریخ شفاهی-دیجیتالی ایران و ایرانیان است. هر چند که موافقم که وبلاگ نویسی با نام واقعی در حضور دیگران موجب پنهان شدن و یا آرایش ذهنیت و فکر در پس ماسک ها و پرده ها می شود. همانطور که گذر از مستعار نویسی به نام واقعی در وبلاگ باعث تغییر لحن و آرایش فکری من در عرصه همگانی وبلاگستان شد.

من وبلاگ نویسی را با نام مستعار مادام ام یا مادام میم (به قول سیبستان) شروع کردم. نام وبلاگم را گذاشتم "خودِ دوم"، زیرا قصدم این بود تا با نوشتن روزمره "خود" های نهانم را از ته وجودم بکشم بیرون و بر "خودم" آشکارشان کنم. این روند احتمالا مدتهای مدیدی طول می کشید، شاید حتی چند سال تا نهایتا بتوانم تصویر بهتری و واضح تری از من و خودهای متعددم داشته باشم. اما چندی نگذشت تا مورد کشف دوستان واقع شدم ! (آنهم به علت کامنت گذاری با آدرس وبلاگم، خود کرده را تدبیر نیست و از ماست که برماست و دیگر ضرب المثل ها) و دیری نگذشت تا اجبارا خودهای دیگرم دوباره رفتند به اندرونی وسرکارعلیه جامعه شناس به نمایندگی از دیگران وارد عرصه عمومی وبلاگستان شد (امان از دست اجحاف روشنفکران !)
دیگر مستعار نویسی دلیلی نداشت. چون برو بچه ها همه دررفتند تو پستو. طفلکی ها هنوز احساس امنیت نمی کنند و کمی خجالتی هستند. بنابراین وبلاگ "خود دوم" تبدیل شد به وبلاگ یک جامعه شناس. البته "جامعه شناس" تنها به عنوان یک صفت ، یک وجه از آدمی که هزار چیز دیگر به غیر از جامعه شناس نیز می تواند باشد. در این میان جامعه شناس عزیز چون با مسائل اجتماعی آشناست می داند که سانسور و خناق برای سلامت فرد و جامعه خوب نیست ! بنابراین گاهی هم دلش برای بچه های اندرون می سوزد وسعی می کند که در پس تصویرهای اجتماعی – وبلاگی؛ "خود" های دیگر را هم به بازی بگیرد و کمی از آنها را هم نشان دوستان بدهد که بیچاره "خودهای دیگر" خناق نگیرند !
لینک هایی را که می گذارم به معنای یادداشتهایی که در آنها الزاما مفهوم سازی شده باشد مطلقا نیست. تنها به این معنا ست که یا خود من این یادداشتها را بیشتر دوست دارم و یا دیگران به آن نظر لطف داشته اند و احتمالا به آن لینک داده اند. اما اگر قرار باشد تا نوشته هایم را دسته بندی کنم از این قرار خواهند بود :

سفرهای درونی - در وبلاگم گاه از سفرهای درونی ام گفتم، قصدم گاه بازگویی برای خودم و برای دوباره شنیدن آن تجربه ها ست تا آنچه که بر من گذشت شکل بگیرند و متبلور شوند و گاه انتقال تجربه است مانند پست آخرم
آرزو کردن و رها کردن در سال نو
Take it as it comes

یادداشتهای درونی – سیاسی – اجتماعی

سفرنامه های اجتماعی - فرهنگی – سیاسی ! که روایت جامعه شناس شهری در دیارهای مختلف است سفرنامه هایم با سفر شمال و شهر ری شروع شد و به فرانسه و امریکا در حال حاضر ! ختم شد
تهرانی شدن ایران
تهران و شهر ری
نگاهی به نا آرامی های فرانسه
نقش زبان در آشوب های فرانسه
جرقه های حاشیه ای که متن را می پوشاند
برداشتهایی از ولی آباد لوس آنجلس
کتابخانه گردی در ولی آباد
حمل و نقل عمومی در پاریس، لوس آنجلس و تهران

نوشته های وبلاگی – که اکثرا بر اساس تحقیقاتم در دنیای مجازی و واقعی وبلاگستان است. اگردر محیط وبلاگستان مفهوم سازی کرده باشم فکر می کنم بیشتر در این عرصه باشد. از مهمترین انها هم برای خودم پایان مستعار نویسی بود که در واقع تحقیقی بود بر خودم !
بحث جامعه شناسی و وبلاگستان و غیره
رانندگی را به خاطر بسپار ؛ آرشیو ماندنی است

چند نوشته سیاسی – اجتماعی که شاید تنها یادداشتی که قابل ذکر است به نظرم این است
War of the roses
و از همه مهمتر یادداشتهایی که سانسور شدند ، یادداشتهایی که از نظرها مخفی شدند؛ و یادداشتهایی که خودهای دیگرم دارند در خود تلنبار می کنند تا روزی از شر تصویر اجتماعی جامعه شناس خلاص شوند و هرچه که دلشان می خواهد در وبلاگی دیگر به نامی دیگر بنویسند. در ضمن متاسفم که آنقدر این یادداشت طولانی شد. باید یاد بگیریم خلاصه بنویسیم وگرنه سنت وبلاگ نویسی به باد فنا می رود.
پ . ن - به یک مطلب دیگری را هم می خواهم اشاره کنم که واقعا داره بامزه می شه. این وبلاگ که قرار بود وبلاگ خودهای متفاوت من باشد برای همین شاید امروز ماشاالله صد تا اسم پیدا کرده، زمان مستعار نویسی مادام ام بود بعد شد مادام میم بعد هم که شد خودِ خودم ! یعنی مسرت امیرابراهیمی
اسم وبلاگم هم که این است Second Self
آدرسم هم که از این قرار است sociovirtual
اما تازگی ها واریاسیون های جالبی هم روی "خود دومم " می بینم از قبیل نیمه دوم !!
Second Half (آخه انگلیسی اش که دیگه جای خودش است ؟ چرا معنای آنرا تغییر می دهید.
بالاخره "نفس دوم" که این یکی البته فکر می کنم ترجمه زیبا اما فلسفی فرانکولا (پیام یزدانجو) از مترجمین بسیار خوب است اما اشکالش این است که مقصود من کاملا جامعه شناسی و "خود" است به نظرم نفس خیلی فلسفی است برای آنچه که من می خواهم بگویم در ضمن گاهی هم خوانده می شود : Nafas .
به هر حال ممنون می شوم که اگر مایل بودید به من لینک بدهید یکی از چهار مورد بالا (و ترجیحا نام وبلاگ و یا نام خودم را آنچنان که هست لطفا !! ) را انتخاب فرمائید وگرنه دیگران فکر می کنند که یک وبلاگ جدید پیدا شده بی خودی خوشحال می شوند

3 Comments:

Anonymous Anonyme said...

کار جالبی کردید که مطالبتان را دسته بندی کردید. من که از قسمت «نوشته‌های وبلاگی» خیلی استفاده کردم و با مرور بقیه نوشته‌هایتان یک وبلاگ محبوب دیگر پیدا کردم. یک خانم جامعه شناس وبلاگ که در فرانسه هم زندگی کرده باشد نور تازه‌ای است که به تز من تابیده! امیدوارم بتوانم از معلوماتتان استفاده کنم. دست سیبستان مریزاد با این پیشنهاد سالنامه نویسی اش.

4:06 PM  
Anonymous Anonyme said...

اخ ببخشید یادم رفت نام ونشانی از خودم بجا بگذارم
http://weblogvar.persianblog.com/

4:13 PM  
Anonymous از زندگی said...

مسرت عزیز
مثل همیشه از نوشته هایتان لذت می برم. مخصوصا در این یکی پست که حرف دل ما را هم تصریح کردید. به امید دیدار

7:49 AM  

Enregistrer un commentaire

Links to this post:

Créer un lien

<< Home

Blogroll Me!